دعاهای قدرتمند قرانی سرکتاب شگفت انگیز قران

درباره سایت
کاوشگران اسرار ایران باستان
دعانوسی و سرکتاب قرانی افشاگری درباره علوم غریبه اسرارقرانی دعاهای مجرب طلسمات سحروجادو پیشگویی
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

دعاهای قدرتمند قرانی سرکتاب شگفت انگیز قران
تعداد بازديد:9639

امروز میخوام کمی از سرکتاب و  دعانویسی و طلسم براتون بگم

 اول اینکه خیلی بهم پیام میدن و ازم درخواست دعا و سرکتاب میکنن و یا میپرسن ایا دعا مینویسم و یا سرکتاب باز میکنم بله دوستانی که سرکتاب قرانی میخوان و یا دعاهای قران 

میخوان درخدمت هستم  پیام بدین همینجا و درخواست خودتونو بگید انجام میدم اما سرکتاب و دعا در این سایت که استادبزرگ و نام اشنای ایرانی انجام میدن شرایط و قوانینی داره که استاد بزرگوار بشدت بهش پایبند هستن

طلسمات X ایران X چین X اقتصاد X فلج X کارگر X سیاست X علوم غریبه X بهترین استاد علوم غریبه X دعانویسی X رییس جمهور X دکتر احمدی نژاد X دکتر روحانی X دعاهای قرانی X سرکتاب قرانی X استاد بزرگ علوم غریبه ایران X دیدن موکل انگشتر X فال شمع سریع X فال چوب X سرکتاب رایگان

و یکسری قوانین و خط قرمز ها دارن که هیچوقت از اون رد نمیشن و پا روی اون نمیزارن قوانینی که برای کسی مهم نیست و شاید تعداد انگشت شماری باشن که به این موارد مهم دقت کنن مواردی که از سوی استاد نماها و مدعیان دروغین علوم غریبه حتی شاید ندانند و.  گوششان هم به همچین چیزهایی نخورده باشد و متاسفانه این درحالیست که اینها چنان جسارت و جرات پیدا نموده اند که خود را استاد علوم غریبه خطاب میکنند و استاد میدانند و حتی حداقل نمیگویند که ما این علم را داریم و تخصص دعانوسی طلسم نویسی جادوگری را داریم حتی اینها رر حالی با آنکه همه میدانیم هیچ تخصص ندارند و حتی اموزشی هم ندیدند و میگویند استاد هستیم که حتی نمیدانند استادی چیست و به چهکسی ااستاد گفته میشه و  علوم و دانشی که باید انسان بدست بیاره تا به مقام و درجات بالا و عالی برسد تا  توان استاد بودن را داشته باشد چه حد است!!!!

متاسفانه در کشور ما که نه گفتن و گفتن نمیدانم و گفتن تخصص همچین سوالی که ازم پرسیده اید ندارم تا جواب انآن را بدهم وجود ندارم و تمام ما به نوعی همه فن حریف و همه چیز فهم و همه چیز دان و همه چیز متمتخصص یا متخصص همه چیز و در کل همه چیز بلد هستیم یعنی  در مقابل چرچیل خدابیامرز باشیم بهترین سیاست مدار دنیا هستیم که او ( چرچیل خدابیامرز) هیچ چیز نمیداند و ما بلد هستیم و او که تخصص سیاست دارد نمیفهمد اگر درمقابل رییس جمهور و سیاست مداران چین قراربگیریم بهترین کارآفرین و ریشه کن کردن بیکاری و استاد اقتصاد و اقتصاددان بزرگ قرن هستیم و انها که با تدبیر و مدیریت مثال زدنی خود ( دقیقا مانند دولت مردان و سیاسیون کشور خودمان و در رأس انها جناب دکتر دکتران و متخصص متخصصان و تدبیر گر متدبران احمدی نژاد و دکترررر ( البته سه حرف اولشو دکت اضاقه گذاشتن و همون دو حرف اخر ببشتر بهش میومد یعنی تررررر ) روحانی که ما همون تررررر روحانی صداش میکنیم چون دکتررررر و تررررر زن برای ایشون خیلی فرق نداره چون ایشون دکترای تررررر زدن هستن خلاصه مثل مدیران و رئیسان و سیاسیون و وزاء و دلتمردان  ایران که در تدبر و البته تکبر زبانزد عام و خاص در دنیا هستن )دنیا را فلج کرده اند و ان جمعیت عظیم  یک میلیارد و خورده ای که دازند صاحب شغل و کسب و کار نموده اند هیچ حتی 220 میلیون تقریبا سه برابر جمعیت کشور ما نیز فقط کارگران خارجی پذیرفته اند اما همانها در برابر یک دیپلمه ایرانی یا یک بقال و میوه فروش  ما که باشند اانها هیچ بلد نیستند ولی بقال و میوه فروش اقتصاددان تر از آنهاست و در تمامی موارد همینگونه هستیم در برابر پروفسور سمیعی متخصص جراحی مغز در مقابل آرمسترانگ فضانورد در مقابل متخصص باز کردن لوله فاضلاب و چاه توالت متخصص توالت پیش  لوله کش استاد لوله کشی پیش برقکار و بنا و نقاش  ....ما متخصص هستیم و هر کسی که چیزی بگوید ما میدانیم و حتی نه تنها او نمیداند و در بعضی چیزها که میگویید اشتباه میکند حتی ما اشتباهات طرف را گفته و موضوع صحیح را به ان یاد میدهیم چه خواهد ان شخص پرفسور سمیعی باشد چه آرمسترانگ همین میشود که بعضی فرصت طلبان و سودجویان شیاد به خود چنین اجازه ای دهد که خود را استاد علوم غریبه خطاب و با زندگی دیگران چنین راحت بازی کنند،

استاد عزیز و بزرگوار ما حتی خجالت میکشد که خودرا استاد خطاب کند و یا دیگران به او استاد بگویند و بارها با خود من بحث کردن و چندین بار بشدت تذکر دادند که در مطالبی که در سایت و کانال تلگرام پست می‌کنم اصلا کلمه استادرا برای ایشان بکار نبرم و خود را در جایگاه و حد و اندازه یک استاد نمیبیند حتی وقتی تنظیمات سایت را انجام میدادم و نام نویسنده را استاد نوشتم کمی دلخور شد چرا که خود ایشان هم بعضی اوقات مطلب منتشر میکند و میگوید مردم که نمیدانند شما چند نفر برای مدیریت سایت و کانال من را کمک میکنید و کسی شما را نمیشناسد و فکر میکنند هنه اینها نوشته خودم هست و مهمتر از ان این است که کلمه استاد بین کاربران جا می افتد و دیگران نیز مرا استاد خطاب خواهند کرد درصورتی که من هیچوقت خود را در این جایگاه نمیدانم  گفته های استاد عزیزعزیز ( خدا بخیر کند امشب و فردا را که ایشان وقت کند و این مطالب را مطالعه کند انقدر که گفتم استاد استاد باز بهم تذکر خواهد داد ) بقدری جایگاه بزرگی دارند که چند وقتی میشود بدنبال شخصی قابل اعتماد و که فرق نمیکند غریبه باشد ^یا آشنا تاحالا ان را دیده باشد و صحبت کرده باشد با ایشان یا خیر هرکسی خواهدباشد مهم نیست مهم این است انسان با خدا خوب قابل اعتماد کسی که سواستفاده گر نباشد کسی. که از خود اگر به علم و جایگاه و قدرتی رسید بیخود نشود دلسوز دیگران باشد دل بزرگی که توان داشته باشد حتی دشمن خود را ببخشد اگر دچارمشکل شد در رفع مشکلش کاری انجام دهد ددرمقابل درد و گرفتاری دیگران بی تفاوت نباشد و درد دیگران را درد خود ببیند و....کسی که همچین خصوصیاتی داشته باشد هستند که تمام علوم و دانش عظیم خود را بعلاوه تمام تجربیات و حتی چند کتابی که دست نویس خود ایشان نوشته که تمام مطالعات این چندسال تحقیقاتی که انجام داده اند تمام اسرار و رازهایی که از قران استخراج کرده اند ( که این اسرار بقدری عظیم هستند و خبر از وقایعی عظیم تر از قدرت تصور ما که هنوز انسانها آمادگی این حقایق را ندارند و 

بقدری این رازها  مهم هستند که حتی اجازه نمیدهد کسی نزدیک این کتابهای دست نویس که خود ایسان نوشته اند نشود چراکه تا جایی که من خبردارم این کتابها در دل چیزهایی دارند و حرفهایی در انهاست که نه تنها حقایقی که ما امادگی ان را نداریم بلکه حتی از درک و فهم ان عاجز هستیم و فهمیدن و شنیدن ان برای ما مانند شوخی و حرفی که فقط شوخی وحشتناکی بیشتر نبوده هست و بجز آن خبرهای عظیم و عجیب از وقایع اینده و حقایقی از اتفاقات و چگونگی اتفاقات و دلیل افتادن همچین اتفاقاتی چیست چقدر طول میکشد چه اثراتی   خواهد داشت چه چیزهایی دگرگون خواهد شد و حتی راه مقابله با حوادث بد اینده و حتی راه هایی که از وقوع چنین حوادثی جلوگیری خواهد کرد که البته نه تمام اتفاقات اینده را راهکارهایی برای جلوگیری یا مقابله گفته باشد چراکه ایشان معتقد است همه اتفاقات بخواست خداست و خدا بعضی کارها و رهایی از بعضی حوادث را دست خودما گذاشته و بعضی حوادث دست ما نیست و خدا بهتر میداند و ما نمیدانیم ) به هر حال ....

حتی ایشان این کتابها را به شخصی که اعتماد کند  بجز انتقال تمام دانش و تجربه خود که واقعا کسانی که کوچکترین برخورد و آشنایی با ایشان را دارند میدانند چه علوم و دانشی دارند ان چند کتابی که خود نگاشته و اسرار محرمانه مگویی داردهم به ان شاگرد خواهد داد که ان شاگرد کلا اولین و  اخرین شاگرد ایشان خواهد بود چراکه میگوید اولا تمیشود این علوم دست هرکس و هر ادمی قرار گیرد و از ان گذشته این علوم باید بدست آیندگان هم برسد که از ان بفضل اللهی برخوردار شوند بخاطر همین هر کسی که این علوم را با خواست خدا و زیر دست استادی فرا میگیرد بعد ان باید خود او هم مطالعه و تحقیق کند و به علم خود بیفزاید و هنگامی که دانش خود را کامل کرد و به ان جایگاهی که توان انتقال ان را داشته باشد باید از انآن زمان تا وقتی زنده هست این علم را به شخصی که باید بگردد و یکنفر قابل اعتماد پبدا کند و به ان منتقل کند حالا انقدر توضیح دادم که بگویم ایشان که چند ین وقت است بدنبال شاگردی میگردد که به عنوان استاد او باشد و واقعا به درجه استادی رسیده هنوز از اینکه به او استاد بگویند و استاد خطابش کنند خجالت میکشد و میگویید من در جایگاهی که لایق اسم استاد باشد نیستم و استاد بودن لیاقت میخواهد و اسم استاد حرمت دارد 

انوقت عده ای متوهم درحالی خود را استاد معرفی میکنند که حتی یکبار هم کل قران را ختم نکردند و یکبار ترجمه قران را به فارسی ختم نکردند و نمیدانند فرق طلسم و جادو و سحر و دعا چیست مکانیزم عمل کرد هرکدام چیست آثار و قدرت هرکدام چیست اما به خود استاد میگویند این باعث تآسف هست که عده ای اینگونه باعث نابودی ادم ها میشوند که نابودی کسی حتما بر خانواده ایشان هم اثر خواهد گذاشت این دسته از متوهمین هستند که هیچ خط قرمزی نمیشناسند و هیچ قید و بندی ندارند و با اینکه بلد نیستند اما میگویند پول بده هرکاری میکنیم هرچیزی مینویسیم از طلسم و سحر و جادو بگیر تا جادوهای سیاه و سنگین برای جدایی و نفاق و بستن بخت و روزی و کار و زندگی و حتی مریض کردن انسانها یا با ساخت آدمک مومی و طلسم آن میگویند هربلایی که خواستید سرش می اورم هرکجای او را خواستید مریض میکنم نقص عضو و....حال انکه طرف بلد نیست  ه را از ب تشخیص دهد اما با گفتن چنین حرفهای شیطانی و پست هر کسی این مطالب را بخواند و بشنود هرکسی که این علم را دارد لعن و نفرین میکند و میگوید همه دعانویسا انقدر کثیف هستند اما اینگونه نیست به عنوان مثال استاد گران قدر ما که برای چند دقیقه دیدنش و فقط همبرای تشکر و قدر دانی از ایشان بارها و بارها از جای جاجای ایران از شمال کشورگرفته تا جنوب و شرق و غرب کرمانشاه سیستان و کرمان و هرمزگان و شیراز و ... بدون هماهنگی برای دیدنش امده اند چراکه اجازه همچین کاری که کسی برایشان به زحمت بیفتند و از راه دور و نزدیک بدیدنش بیایند نمیدهد  و میگوید مگر من چه کسی هستم چه چیزی هستم که مردم در این گرانی انقدر هزینه کنند برای دیدن من واقعا خدا را خوش نخواهد امد  هرکسی باعث رنج دیگران شود این  هم استاد هست انها که بلد  نیستندهم میگویند استاد هستیم معذرت خواهی می کنم حرفها طولانی شد برای همین. در مطلب بعدی. این قوانین را توضیح خواهیم داد که موضوع مهمی هست چون بعضی ها درخواست ها خارج از انسانیت و شرع و دین و خیر اخلاقی میکنند که نه خدا را خوش می اید نه حتی بنده خدا را و حتی کسی که این درخواست ها را از ما میکنند خود حاظر نیستند همچین بلا و کاری را کسی در حق شان اانجام دهد پس مطلب بعدی را حتما مطالعه کنید

بخش نظرات این مطلب قوانین سایت برای ارسال نظر : نظرات حاوی کلمات رکیک فحاشی تهمت دروغ افترا به هر شخص انسان یا مردم هر کشوری ممنوع است.نظر تمام افراد و کاربران محترم و هرکسی عقیده خاص خودش را دارد پس بی احترامی به کاربر های دیگر بخاطر نوع نگرش و دیدگاهش ممنوع است خطاب قرار دادن کاربران دیگر با الفاظ رکیک به عنوان نقد کردن نظرات و دیدگاهش ممنوع بوده و نظراتی که در ان قوانین سایت رعایت نشده باشد منتشر نخواهد شد.نوع رفتار و گفتار ما نشان دهنده نوع ادب خانوادگی و بازتاب ادب و رفتار پدر و مادر مان و نوع تربیت انهاست لطفا بهم احترام بگذاریم حتی با نظرات دیگران مخالف باشیم
مجید
این نظر توسط مجید در تاریخ 4 ماه پیش و 15:18 دقیقه ارسال شده است :
چقدر خندیدم اونجا ک گفتی پا به فرار گذاشتم.چند وقت بود اینجوری نخندیده بودم.دمت گرم.اره میگن باید کمرت بسته باشه.جالب بود ممنون.موفق باشید
پاسخ : اما از ترس فرار کردم تجربه بدی بود هیچ وقت نمیخوام تجربه کنم و امیدوارم هیچ کس تجربه ای که کردم تجربه نکنه وحشت زجرآوری بود
مجید
این نظر توسط مجید در تاریخ 4 ماه پیش و 13:52 دقیقه ارسال شده است :
سلام.بله خدا میدونه استاد در این راه چیا کشیدن.یادمه چند سال پیش کوه زیاد میرفتم.یروز ک کنار اتش نشسته بودم یمقدار عقب تر یشخص با لباس سیاه ک کلاه گرد بلند رو سرش بود یهو.بچشم اومد بهش گفتم بفرما چای یخنده کرد و رفت .من اصلانفهمیدم از ما بهترونه.بعدش ک فکر کردم فهمیدم با این لباس و کلاه ادمیزاد نبوده.یدفه دیگم با رفیقم رفتیم لب رودخونه .وقتی راه میرفتیم یموجود نیم متر بود با قیافه وحشتناک اومد قشنگ لای پاها دوستم رد شد .انگار ک نمیدونست من دارم میبینمش.من هیچی نگفتم چون میدونستم جونای امروزی خیلی ترسو هستن.زیاد دیدم.یدفم تو باغ نشسته بودم یدفه یکی صوت زد .سگه شروع کرد به پارس کردن.بعد قشنگ احساس میکردم اطرافم داره قدم میزنه ولی انگار جرات صدمه زدن بمنو نداشت.خیلی دیدم از این موجودات.چون واقعا نمیترسم واس همین میان پیشم.دوستم یدفه گفت این دفه ازشون یچیزی بخواه.گفتم ایناییکه من شناختم مفتی چیزی به کسی نمیدن ولی باشه.تا گذشت رفتم کوه.اومدن بهش گفتم اگه ازت چیزی بخوام میدی.یدفه چنا سینی رو پرتاب کرد ک بدنم لرزید.یواش تو دلم حمدو توحیدو خوندم رغتش ولی یلی بدجوری به ادم شوک میزنه.حالا فکرشو بکن استاد عزیز چیا کشیدن.
پاسخ : اینی که شما میگی جن های معمولی هست این نوع جنیان با موکل فرق میکنه چیزی که من از استاد یاد گرفتم و گفتن این هست که جن با موکل فرق میکنه موکل علم و دانش داره و بهش وظایفی داده شده و دقیقا وظایف فرشته ها در عالم پایین را انجام میدم از زمانی که اسمان بسته شد باز هم به موکلین وظایف بیشتری داده شد.
هههههه یکبار به استاد گیر دادم موکل میخوام ببینم گفت برو بچه تحمل نداری حالا ایشون هم واقعا جوون هستن و من از ایشون بزرگترم بهم بر خورد انقدر گیر دادم گفت باشه ولی هرچی گفتم گوش کن یه روز برای کاری رفتیم جایی باز یادم افتاد باز گیر دادم موکل خودشو ببینم بعد کلی مقاومت گفت فقط باشه ولی حرف گوش کن و یه توصیه هایی کرد با انگشت روی خاک یه دایره کشید ولی ایه و ذکری نگفت فقط یه دایره خط انگشتش افتاد روی خاک گفت برو وسطش اما از اون به هیچ عنون بیرون نیا خودش نشست روی تخت سنگ دیدم یه موجود معمولی مثل سگ های سیبری قطب به سورتمه میبندن برعکس انقدر خوشم میاد از اونا انگار گرگ هستن این گرگ سفیدا یک لحظه انگار رویا میبینم خواب و بیدارم گیج بودم گفتم موکل میگن همین بود از اون دایره پاهامو گذاشتم بیرون چشمتون روز بد نبینه همین الان وحشت کردم بجز شکل وحشتناکش ترس دنیا اومد تو دلم پا گذاشتم به فرار انقدر تحت فشار بودم چند روز حالم بد بود همین الان تن و بدنم به لرزه افتاده استاد از این ترسید که من سکته نکنم اگر چند ثانیه ادامه داشت حتما سکته میکردم حالا باز استاد میگفت نه چهره واقعی خودشو دیدی نه شوک واقعی بهم خورد اینم خاطره من با استاد بود که باعث شد عشق علوم غریبه و داشتن موکل از سرم بره.
فقط استاد ناراحت نشه چون هرکسی بهش میگه موکل داری کمی سر به سرش میزاره که موکل چیه باز میگه دارم باز میگه ندارم باز میگه نمیدونم شاید داشته باشم
امیدوارم از گفتن این خاطره ناراحت نشن
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]