بچه بی ادب داستانی حقیقی و تکاندهنده

درباره سایت
کاوشگران اسرار ایران باستان
دعانوسی و سرکتاب قرانی افشاگری درباره علوم غریبه اسرارقرانی دعاهای مجرب طلسمات سحروجادو پیشگویی
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

بچه بی ادب داستانی حقیقی و تکاندهنده
تعداد بازديد:9251

ﺑﻪ ﯾﻚ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﯽ ﺍﺩﺏ ﺍﺳﺖ.

ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺳﻘﺎﯾﯽ ﻣﺸﻚ ﺁﺑﯽ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺷﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ، ﺑﭽﻪ ﯼ ﺷﻤﺎ ﯾﻚ ﺳﻮﺯﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﻚ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪ.
ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮒ : ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ، ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ، ﻫﻤﺴﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﻨﻘﻠﺐ ﺷﺪﻥ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ، ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﺭﺧﺖ ﺍﻧﺎﺭﯼ ﮔﺬﺷﺘﻢ، ﺍﻧﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﺩ. ﺩﻫﻨﻢ ﭘﺮ ﺁﺏ ﺷﺪ، ﯾﻚ ﺳﻮﺯﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺎﺭ ﻓﺮﻭ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺁﺏ ﺍﻧﺎﺭ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻡ. ﺁﻥ ﺁﺏ ﺍﻧﺎﺭ ﺧﻼﻓﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ، ﺑﺎﯾﺪ. . .
ﻣﻦ ﺳﻮﺯﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﺯﺩﻡ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﻣﺸﻚ ﺳﻮﺯﻥ ﺑﺰﻧﺪ

بچه بی ادب داستانی حقیقی و تکاندهنده

بزرگی X فرزند X بی ادب X حامله X مادر X انار X سوزن X باغ X مشک اب X تعجب X بچه بی ادب داستانی حقیقی و تکاندهنده

بخش نظرات این مطلب قوانین سایت برای ارسال نظر : نظرات حاوی کلمات رکیک فحاشی تهمت دروغ افترا به هر شخص انسان یا مردم هر کشوری ممنوع است.نظر تمام افراد و کاربران محترم و هرکسی عقیده خاص خودش را دارد پس بی احترامی به کاربر های دیگر بخاطر نوع نگرش و دیدگاهش ممنوع است خطاب قرار دادن کاربران دیگر با الفاظ رکیک به عنوان نقد کردن نظرات و دیدگاهش ممنوع بوده و نظراتی که در ان قوانین سایت رعایت نشده باشد منتشر نخواهد شد.نوع رفتار و گفتار ما نشان دهنده نوع ادب خانوادگی و بازتاب ادب و رفتار پدر و مادر مان و نوع تربیت انهاست لطفا بهم احترام بگذاریم حتی با نظرات دیگران مخالف باشیم
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]