گفتگوی بسیار شیرین حضرت عزرائیل با حضرت ادم

درباره سایت
کاوشگران اسرار ایران باستان
دعانوسی و سرکتاب قرانی افشاگری درباره علوم غریبه اسرارقرانی دعاهای مجرب طلسمات سحروجادو پیشگویی
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید

گفتگوی بسیار شیرین حضرت عزرائیل با حضرت ادم
تعداد بازديد:9231

برای دیدن مطلبی که بقدری شیرین و عالی هست حتما دوست خواهید داشت داستان شیرین گفتگوی حضرت عزرائیل با حضرت ادم علیهما السلام و جمیعأ و رحمت الله و برکاتة لطفا به ادامه مطلب بروید و از خواندن این مطلب نهایت لذت و استفاده را ببرید.

گفتگوى بسیار شیرین عزرائیل با حضرت آدم

از كعبه الاصبار روایت كرده اند كه حضرت آدم صفى، هزار سال عمر كرد و چون روزگار عمر او به سر رسید، از جانب حق وحى آمد كه اى آدم، فرزند خود شیث را وصیت كن كه عمرت به آخر رسید. آدم گفت : پروردگارا این مرگ چیست؟ فرمود: روح از كالبدت جدا كنم و تو را نزد خود آرم و كردار تو را اجر دهم و هر كسى كه كردار بد داشته باشد عقاب ببیند.
آدم پرسید: این مرگ تنها مرا باشد یا همه فرزندانم خواهند چشید؟ ندا آمد اى آدم هر كسى حلاوت حیات چشید. ناچارا مرارت مرگ هم مى چشد. قرارگاه عالمیان و بازگشتگاه همه جهانیان گور است و موعد آنها رستاخیز قیامت است و مورود آنان بهشت یا دوزخ است پس هیچ اندیشه اى مهمتر از تدبیر مرگ نیست. آدم هم فرزندش شیث را وصیت كرد تا ملازم تقوى و طاعت پرودگار و نیكوكار باشد. روز جمعه كه آغاز آفرینش آدم بود، همان ساعت هم وقت وفات وى بود.
فرشته مرگ فرود آمد و پیغام گذارد و شربت صدر را كه خداوند فرستاده بود به او داد، آدم چون او را دید زار بگریست فرشته مرگ پرسید اى آدم، آن روز كه از بهشت واماندى و به دنیا آمدى چنین گریه زارى نكردى كه امروز بر سر فوت دنیا مى كنى؟ آدم گفت :
نه به فوت دنیا گریه نمى كنم كه دنیا همه بلا و رنج است. لیكن بر فوت خدمت حق مى گریم. آدم از پسران خویش میوه بهشت خواست و آنان به جستن آن به صحرا رفتند و به طور سینا شدند دعا مى كردند، جیرئیل را دیدند با فرشتگان و سروران كه بیل و كلنگ و كفن و كافور بهشت را در دست دارند، جبرئیل از پسران آدم پرسید: چرا نگران و حیرانید؟ گفت : پدر از ما میوه بهشت خواسته و ما را دست رسى به آن نیست و بر ما آن نهاده كه طاقت نداریم. جبرئیل گفت : باز گردید آنچه آرزوى اوست ما آورده ایم.
فرزندان بازگشتند و جبرئیل و دیگر فرشتگان را با فرشته مرگ بر بالین آدم دیدند جبرئیل از آدم پرسید:
این ساعت را چون بینى؟ آدم گفت : مرگ عظیم است! و دردى است سخت؟ سخت تر از مرگ، ترك خدمت عبادت اوست كه من از آن باز مى مانم. عزرائیل گفت اى آدم جان تسلیم كن آدم گفت : راه تمام نپیموده ام و اگر جان تسلیم كنم راه تمام، نارفته ماند! فرشته گفت : تو قبلا چهل سال مانده عمرت را به حضرت داود بخشیدى. آدم گفت (من پدرم، و مرا به عمر نیاز است ) از بخشش به داود بر مى گردم. چون بى عمر راه نتوان پیمود چون مدت تمام به سر آمد عزرائیل گفت اى آدم جان تسلیم كن گفت : به تو تسلیم نكنم كه تو ننهاده اى تا تو بردارى آن روز كه جلال نفخ روح خداوندى در قالب ما آمد و نفخت فیه من روحى تو كجا بودى؟
امروز اگر آنكه داده باز مى خواهد، تو چه كاره اى؟ خداوند فرمود: اى آدم، ستیز و جنگ مكن و عزرائیل تو هم دور شو و زحمت مدار، اى جان پاك به لطف من آرمیده و به مهر من آسوده باش و به سوى من باز گرد.
آنگاه جان به جان آفرین تسلیم كرد.
(یا ایها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضیه مرضیه ) پس بعد از قبض روح آدم، جبرئیل او را غسل داد فرشتگان حنوط و كفن كردند. و بر تخت نهادند. آنگاه فرزندان آدم و فرشتگان پیش آمدند و شیث بر جنازه پدر نماز خواند و او را دفن كردند. جبرئیل فرزندان را تسلیت گفت و سفارش به انجام وصیت پدر نمود و سپس فرمود:
بدانید كه مرگ راه آخر شما و این مراسم سنت شما در مرده هایتان خواهد بود و از این پس تا روز قیامت، ما را نخواهید دید و در دقیقه آخر آوازى بلند شد كه اى آدم وقتى به زمین هبوط كردى شنیدى كه مى گویند: بزائید براى مردن، بسازید براى خراب شدن !
عجب حكایتى...!
نویسنده : سيد ابوالحسن حسينى
 
بخش نظرات این مطلب قوانین سایت برای ارسال نظر : نظرات حاوی کلمات رکیک فحاشی تهمت دروغ افترا به هر شخص انسان یا مردم هر کشوری ممنوع است.نظر تمام افراد و کاربران محترم و هرکسی عقیده خاص خودش را دارد پس بی احترامی به کاربر های دیگر بخاطر نوع نگرش و دیدگاهش ممنوع است خطاب قرار دادن کاربران دیگر با الفاظ رکیک به عنوان نقد کردن نظرات و دیدگاهش ممنوع بوده و نظراتی که در ان قوانین سایت رعایت نشده باشد منتشر نخواهد شد.نوع رفتار و گفتار ما نشان دهنده نوع ادب خانوادگی و بازتاب ادب و رفتار پدر و مادر مان و نوع تربیت انهاست لطفا بهم احترام بگذاریم حتی با نظرات دیگران مخالف باشیم
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]